یاد ایام
یاد ایامی که در گلشن صفایی داشتیم
خلاصه احسان صفایی ٬ حمید بازینب ۲۸ ساله ٬علی و لیلا ٬ابوذر و همسرش ٬اصغر و راضیه ٬محمد رضاخواه و محمد مباشری و حسین دلتنگ به همراه فاضل داداش فائزه و دوستش رامین و خود جعفر با دوستش پیام همه دور هم جمع شدیم .شام خوردیم و بعد سنتورنوازی علی و نسیم شمال که تقدیم به جعفر شد ....جای همه شما دوستان خوب (حسن ٬محمد٬سعید٬رسول ٬احسان قاسمی٬وحید ٬مجید٬ملیحه و ....)خالی بود .جعفر مرخصی استعلاجی گرفته و تقریبا حالش خوب بود . فعلا هم توبخش خادم آباد شهریار بهش کلاس دادند .توبین همه حرفهای غم انگیز جعفر٬یاد زیادی از فرزاد کمانگر می شد . به امید آزادی همه زندانیان سیاسی محمود انگار یک سنگ را گذاشته اند روی قفسه ی سینه ام و از من می خواهند که نفس بکشم. سنگین است و نفس کشیدن سخت. چند وقت پیش حوصله ی قرصهای سیتیریزن و تلوئیت م را نداشتم آنقدر خارش گلو و گوش م زیاد شده بود. دوباره خوردنش را شروع کردم. این بار که حوصله ام از اسپری سرتاید سر رفته، سنگ روی سینه ام هر شب سنگین تر می شود. من کی می خواهم با آسمم دوست بشوم نمی دانم. هی یکی مان آن یکی را اذیت می کند. ولی می دانم که یک روزی می رسد که ما دوتا مثل دو تا آدم بالغ و عاقل بدون دردسر با هم زندگی می کنیم، مثل همه ی زوج های روی زمین. يولداش: يکصد هزار نفری که از طرف ستاد مردمی! استقبال از احمدی نژاد در آذربايجان شرقی سازماندهی شده بودند هم به استقبال احمدی نژاد نرفتند! جمهوری اسلامی به نقض حقوق بشر محکوم شد حکم اعدام محمدرضا علیزمانی تاييد شد از وقتی به من گیر دادن که النگو رو دست راست می اندازن، نه دست چپ. درد سر من شروع شد. اول که با کلی درد و زجر النگوها را از دست چپم در آوردن، و هر چقدر هم نق زدم که دست راستم اصولن به خاطر کار کردن تپل تر شده، کسی گوش نکرد. بعد با هزار زحمت اون ها رو توی دست راستم تپوندن. حالا وقت راه رفتن تلو تلو می خورم. موقع ظرف شستن نزدیک بود زمین بخورم. وقتی دارم درس می دم روی تخته کج می نویسم. موقعی که می خوام هانی خواب رو بغل کنم و بگذارم توی تختش النگوهام می ره زیر تنش و اذیتش می کنه. وقتی روی برگه می نویسم دلنگ دلنگ صدا می ده و اعصابم رو بهم می ریزه. موقع هم زدن غذا چون گرمای ویژه طلا خیلی زیاده، حسابی پوستم رو می سوزونه. ولی با همه ی این حرف ها نمی دونم چرا نمی خوام برشون گردونم دست چپم. از اون چند دقیقه ی دردناک که النگوها پوستم رو اذیت می کنن تا از دستم در بیان و استخوان انگشتهام درد می گیره، می ترسم. گاهی ترس واهی از انجام یه کار ساده، مجبورمون می کنه یه ادامه ی بد رو تحمل کنیم. دوست عزیز ما مهران حاتمی با وبلاگ "توقف گاه های استعاره به جمع دوباره دوستان انجمنی باز گشته است .مهران حدودا مرداد ماه به همراه سمیرا مهمان مابود و ان طور که صحبت می کرد در مورد روانکاوی از دیدگاه لاکان به مطالعه تخصصی پرداخته است . همجنین همکاری و همیاری نزدیکی نیز با اقای مراد فرهاد پور و نیز امید مهرگان دارد.....امیدوارم که بتوانیم مطالب جالبی از ایشان بخوانیم.همچنین مهران عزیز زحمت تایپ مطالب شماره ۴ اندیشه سبز ٬را نیز به عهده گرفته است. اما توضیحی به دوستان عزیز مرتضی و احسان در مورد نشریه "اندیشه سبز " بدهم : دوستان گرامی چناچه یادتان باشد در پیش شماره این نشریه که مصادف با ایام انتخابات ریاست جمهوری دور نهم بود اعلام موضع نشریه به سمت تحریم جدی انتخابات در نظام سیاسی فعلی بود و لذا گرچه شماره های بعدی نشریه مطالبی به ظاهرغیر سیاسی داشت ولی همان دیدگاه همچنان بر اکثر دوستانی که برای مجله مطلب داده اند (حمید ومحمود و محمد و احسان و وحید و حسن و جعفر و....) حاکم بوده و لذا موضع این کار گروهی کماکان تحریم انتخابات با شرایط فعلی است. "محمود" همه كساني كه راي دادند تدبير واحدي نداشتند همچون همه كساني كه راي ندادند . من كساني را مي شناسم كه به دلايل حقيري راي دادند و كساني كه به دلايل پستي راي ندادند . گرچه دلايل ما ( منظورم من و دوستانم است ) براي راي دادن و يا راي ندادن عميق ترين و سنجيده ترين دلايل نيست و لابد كساني هم استدلالهاي انديشمندانه تري براي اخذ تصميمشان داشته اند ، با اين حال ... به نظرم تحليل هاي ما از اكثريت قريب به اتفاق مردم جلو تر است . چه در جامعه اي كه سطحي نگري مشخصه بارز آنست لازم نيست نهنگ ژرف پيما باشي تا از جامعه ات فاصله بگيري ، كافيست مرغابي باشي و در حالي كه به موجهاي سهمگين تن داده اي و به دلخواهشان بالا و پايين مي روي ، گاهي سر به آب فرو بري و كمي عميق تر بنگري كه اين خود غنيمتيست . به اين ترتيب چشمان مرغابي در حال حاضر چنين مي بيند: من هنوز معتقدم در دنياي متكثر امروز كه جامعه ما را نيز تحت تاثير قرار داده ، حركتها و مبارزه هاي ايدئولوژيك اگر حتي بتواند نيرو و انرژي كافي براي شكست حريف را فراهم آورد ( كه البته خيلي بعيد است ) ليكن لاجرم حركتي فرهيختار نخواهد بود. يعني ماهيت چنين حركتهايي تكيه بر قدرت عوام ، نگاه از بالا به توده و متضمن ايجاد روابط عميق مراد و مريد يا رهبر و جان فداست . از نظر من چنين ديدگاههايي ذاتا غير دموكراتيكند و نيوتوني اند! و صد البته ديني اند،حتي اگر طرفدارانش آشكارا مدعي عبور از دين باشند. "سارا كوفمان" در كتاب " تاريكخانه ايدئولوژي" بيان مي كند كه دين ايدئولوژي پايه است ، ايدئولوژي ايدئولوژي ها ... او معتقد است كه حتي ماركس به دلايل مختلف و ازجمله اصرار در استفاده از ساختار فكري مبتني بر تضادهاي دو تايي ( خوب – بد ، زشت – زيبا ، سياه - سفيد ، خدا – شيطان ، دنيا – آخرت ،بورژوا – پرولتاريا ...!) ماهيتا ديني فكر مي كرده ! . قضاوت در باره بزرگمردان تاريخ البته نياز به كنكاش جدي تري دارد . من نمي خواهم نظر كوفمان را راجع به ماركس دربست بپذيرم ، ولي اميدوارم اجازه پيدا كنم كه آنرا به جمع دوستانم تعميم دهم . نوع گفتمان اخير دوستان و اصرارشان در پر رنگ كردن مفاهيم " راي دهنده " در مقابل " تحريم كننده " مورد انتقاد من است . جبهه هاي ايدئولوژيك جبهه هايي دو گانه اند " ما " و " دشمنانمان " و لا غير ...! و اين موضوع از نظر من نگران كننده است . گرچه اعتراف مي كنم كه در افكار دوستانم موضوعهاي نگران كننده تري هم وجود دارد . من هنوز در مواجهه با انديشه هاي محمود گيجم و بي ترديد برخي انديشه هاي حميد بيش از همه مرا مي ترساند. در پايان پيشنهاد مي كنم : تكثر گرايي ، تفكر موهومي ، شكاكيت ، نسبي گرايي ، آشنايي با فيزيك مدرن ، نزديك شدن به اعماق ، حركت ها و اتحادهاي استراتژيك جواد پاسخ به مرتضی درمورد مطالب مطرح شده ی اخیر پاسخی به مرتضی درچند محور آماده کردم که به دلیل تاخیر،ترجیح دادم به جای ارائه دروبلاگ به دوستانی که فکر می کنم بیشتر پیگیر موضوع اند میلش کنم (البته من یعنی محمد سر خود تصمیم گرفتم بزنمش تو وبلاگ) این ذهنیت اصلاح طلبی،افیون روشنفکران امروز است. 1.تعاریف.مرتضی تعاریفی ازمفاهیم سیاسی ارائه داده مثلا ازسیاست ومبارز سیاسی.درارائه تعریف برکسی نمی توان خرده گرفت مادام که تعریف او صادق ونامتناقض باشند. سیاست را چنین تعریف کرده است:« سیاست فرآیند تصمیم گیری جمعی در امور اجتماعی است». این تعریف ظاهرا برگرفته از متقدم ترین تعاریف فلاسفه(افلاطون وارسطو -که البته چند قرن قبل ازمیلاد می زیستند)ازسیاست می باشد که نه تنها هرم قدرت بلکه کل ساختار مدنی جامعه را دربرمی گیرد وانسان را نیز به نوبه خود طبعا«حیوان سیاسی» (به تعبیر امروزی حیوان سیاسی-مدنی) می داند.باز می توان طبق این تعریف پذیرفت که تصمیم وانتخاب درفعالیت سیاسی نفش مهمی دارد.تعریفی که مرتضی ازسیاست ارائه کرده(یا به هرحال ازگوگل آورده) تعریف موسعی است زیرا به هرحال هرفردی که درجامعه زندگی می کند به نوعی درگیر فرایند تصمیم گیری درباره امور اجتماعی می شود.ولی البته این فرایند تصمیم گیری جمعی است نه همگانی.یعنی درباره موضوعات گوناگون اجتماعی، الزاما«تمام احاد»جامعه به نحو آگاهانه ومستقیم تصمیم گیری نمی کنند بلکه حیطه برخی تصمیم گیری ها وسیع تر وبرخی محدود ترند.برخی مشارکت بیشتر وبرخی مشارکت کمتری را طلب می کنند ودرضمن «انتخاب»صرفا محدود به«انتخاب»ِ آنچه دیگران «انتخاب» کرده اند نیست وکنش سیاسی هم محدود به این گزینه نمی شود.ظاهرا مرتضی عدم شرکت دریک انتخابات وتحریم ان را یک عمل سیاسی نمی داند(مگر آنکه تعریف دیگری ازکنش سیاسی وعمل سیاسی داشته باشد که خوشحال می شوم آن را صریح تر بیان کند).دراینجا چند سوال مطرح می شود:وقتی عدم شرکت –نه تنها درانتخابات بلکه دریک فرایند تصمیم گیری جمعی-براساس یک«تصمیم»باشد-با این فرض که تصمیم مبتنی برآگاهی است- چه؟اگر کسی «اگاهانه تصمیم بگیرد» درانتخابات شرکت نکند ظاهراحق «ماهیت»سیاست(= تصمیم وانتخاب)را ایفا کرده ولی چرا این عمل کنش سیاسی محسوب نمی شود؟معلوم نیست مراد مرتضی ازاین تعاریف،تعاریف جامعی است که درتمام دوران وجوامع بشری صادق می باشند یا تعاریفی گزیده برای شرایط کنونی جامعه ایران .ظاهرا ازاین تعاریف بر می آید که مثلا آقای خمینی یا سایر فعالین سیاسی-البته به زعم ما-که دردهه پنجاه مثلا درانتخابات ایران شرکت نکرده اند،فعال سیاسی محسوب نمی شوند یا حداقل فعالیت سیاسی نداشته اند.عکس این وضعیت هم قابل توجه است.فرض کنید فردی بدون آگاهی سیاسی وبراساس انگیزه های مثلا قومی وقبیله ای دریک انتخابات شرکت کرده ورای داده.چیزی که درشهرهای کوچک وروستاهای ایران به وفور یافت می شود.آیا این عمل او یک عمل سیاسی است؟آیا اگر کسی درتظاهرات شرکت کرده باشدمبارز سیاسی می شود؟ اکبر گنجی روزنامه نگار و پژوهشگر، نيويورک نشان جدید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گام سوم- درگیری راست ها و چپ ها: افراد و گروه های مذهبی که ارکان نظام را در اختیار داشتند، در مسائل گوناگون اختلاف نظر جدی داشتند. اختلاف بر سر سیاست های اقتصادی در آن زمان مهم ترین موضوعی بود که دو گروه از حاکمیت را در مقابل یکدیگر قرار داد. اگر چه تصور درستی از اقتصاد چپ و راست وجود نداشت، ولی نزاع بر سر اقتصاد و عدالت اجتماعی منجر به تمایز و تفاوت مذهبی های حاکم بر دو جناح چپ و راست شد. این اختلاف ها به گروه ها و سازمان ها سرایت کرد: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به دو جناح راست ها(دنباله روهای آیت الله راستی کاشانی: محسن رضایی، محمد باقر ذوالقدر، حسین نجات، حسین فدایی و...) و چپ ها( بهزاد نبوی، محمد سلامتی، فیض الله عرب سرخی، مصطفی تاج زاده، محسن آرمین و...) تقسیم شد. راست های سازمان معتقد بودند که هرگونه نظر ورزی سیاسی و هرگونه فعالیتی در حوزه های مختلف فقط با تايید نماینده امام در سازمان(آیت الله راستی) مشروع خواهد بود. چپ هایی که عضو نهادهای نظامی بودند، پس از صدور حکم آیت الله خمینی در این خصوص که نظامیان حق فعالیت سیاسی و عضویت در گروه ها و احزاب را ندارند، از سازمان های نظامی استعفا کردند و به فعالیت سیاسی خود ادامه دادند. راست های سازمان، ضمن عضویت در سپاه، به فعالیت های سیاسی ادامه دادند. این نزاع ها ادامه یافت تا منجر به جدایی شد.جناح راست سازمان با استعفای آیت الله راستی به دنبال انحلال سازمان بود. آیت الله خمینی اعلام کرد فقط با استعفای آقای راستی موافقت کرده و در خصوص انحلال سازمان نظری ابراز نداشته است. بدین ترتیب، از آن به بعد، فقط چپ ها به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فعالیت کردند. همین اختلاف ها در روحانیت هم وجود داشت. به همین دلیل، گروهی از روحانیون چپ ( محمد موسوی خوئینی ها، مهدی کروبی، محمد خاتمی، محمد بجنوردی و...)، ضمن انشعاب از روحانیت مبارز تهران، مجمع روحانیون مبارز را با تايید آیت الله خمینی تشکیل دادند. بدین ترتیب بود که اختلاف نظر روحانیون راست(روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) و چپ(مجمع روحانیون مبارز) منتهی به گروه ها و سازمان های گوناگون شد. اکبر هاشمی رفسنجانی با اینکه عضو روحانیت مبارز باقی ماند، در آن زمان یکی از چپ ها به شمار می آمد. خطبه های نماز جمعه تهران، مهمترین جایی بود که او مواضع اقتصادی چپ را در آنجا تئوریزه می کرد. اختلاف نظر جدی چپ ها با شورای نگهبان بود که قوانین مصوب مجلس- که اکثریت آن چپ بودند- را وتو می کرد. دخالت آیت الله خمینی در آن نزاع ها به احکامی منتهی شد که به سود چپ ها بود. خصوصاً نظرات اقتصادی که به دولت و مجلس اجازه می داد که در حوزه های گوناگون قانونگذاری و دخالت کنند. علی خامنه ای در دهه پنجاه به گروه های چپ نزدیک بود. در همان دوران کتابی به نام جامعه بی طبقه توحیدی نوشته بود. اما پس از انقلاب آن متن تقریباً مارکسیستی را از بین برد. او که پس از انقلاب یکی از راست ها به شمار می رفت (خصوصاً با مهندس ميرحسين موسوی که نخست وزیر چپ به شمار می رفت اختلاف های جدی داشت و از مواضع شورای نگهبان دفاع می کرد)، در خطبه های نماز جمعه تهران، فتواها و احکام جدید آیت الله خمینی را چنان تفسیر کرد که همچنان قلمروهای اعمال و سیاست ها و قانونگذاری قوه مجریه و مقننه محدود به احکام فقهی می شد. به تعبیر دیگر، زمامداران فقط در چارچوب احکام فقهی مجاز به فعالیت بودند. اکبر گنجی روزنامه نگار و پژوهشگر، نيويورک انشقاق و حذف مداوم اشاره: تاریخ سه دهه گذشته رژیم جمهوری اسلامی، تاریخ انشقاق و حذف های مداوم در بالاترین سطح سیاسی بوده است. آیت الله خمینی به عنوان رهبر انقلاب، شخصیتی کاریزماتیک بود که در عین حال از مشروعیت سنتی (مرجع تقلید اعلم زمان خود) برخوردار بود. پس از درگذشت او، آیت الله علی خامنه ای به رهبری منصوب شد که فاقد مشروعیت سنتی( مرجع تقلید نبود) و مشروعیت کاریزماتیک بود. وقتی رهبرکاریزماتیک می رود، دوره ای از فترت فرا می رسد تا جانشین او میان مشروعیت سنتی و مشروعیت قانونی- عقلایی دست به انتخاب زند. هر دو دوره نظام ولایت فقیه (رهبری آقای خمینی و آقای خامنه ای)، همراه با افتراق و حذف بوده است. زمامداران جمهوری اسلامی همیشه نظام های غیراسلامی را از جهات گوناگون- خصوصاً اخلاقی- نقد و رد کرده اند. یکی از معیارهای تمایز آنان این است که نظام های غیراسلامی محصول مبارزه بر سر هواهای دنیوی(قدرت، ثروت، شهرت و...) است، اما نظام اسلامی محصول عمل به تکلیف الهی و خدمت به بندگان خداوند است. آیت الله خامنه ای در آخرین سخنرانی خود گفته است:"همه ناظران سیاسی جهان وجودشان انباشته از پلیدی و خباثت است"[1]. وی در همین سخنرانی از یک سو می گوید:"ما كه نگفتيم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداريم. من از انتقاد استقبال می كنم؛ از انتقاد استقبال می كنم. البته انتقاد هم می كنند، انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نيست؛ بنده هم می گيرم، دريافت می كنم و انتقادها را می فهمم." و از سوی دیگر می گوید:"زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را می بنديد؟!..يک عده مفت و مسلّم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداى انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است! اين كار كوچكى است؟! اين جرم كمى است." البته روشن است که مردم ایران و رهبران جنبش سبز، اصل انتخابات را زیر سئوال نبرده و نمی برند، آنان به تقلب در انتخابات اعتراض دارند و شعارشان این بود و هست:رأی من کجاست؟
حالا تو لبخند بزن که با لبخند خیلی زیباتری
..راستی این هم بهت بگم قرار بود سمیرا و مهران هم بیان که نتونستند..)
اگه امکان داشته باشه فضای وبلاگ رو دسته بندی کنی و به بخشهای مختلفی تحت عنوانهایی که چند تا از اونها رو من پیشنهاد میکنم تقسیم کنی تا هرمطلبی با توجه به موضوع در بخش خودش نوشته بشه.اینجوری هم دسترسی به مطالب راحت تر هم اینکه اونهایی مثل من که سر از این حرفهای سیاسی و تحلیلهای سنگین در نمیارن هم مشتری میشن!
1-تالار گفتگو
بچه ها میتونن اینجا برای هم کامنت بذارن و از احوالات هم مطلع بشن
2-موضوعات روز سیاسی و اخبار و تحلیل اونها
اینجا هم مخصوص شیخ ممد و دارودسته تحلیلگرش که تا دلشون میخواد دموکراسی برقرار کنن !
3-عکسهای قدیمی
4-خاطرات
5-درد دلهای دوستانه
6-پیشنهاد های همکاری
اینجا ابوذر می تونه راههای پولدار شدن دسته جمعی رو برامون بگه!
7-مطالب تخصصی و مقالات دررشته های مختلف
8-هنر نامه!موضوعاتی از قبیل فیلم،عکاسی،موسیقی و...
9-وسایر موضوعاتی که دوستان پیشنهاد خواهند داد.
درانتها با عرض پوزش از همه دوستانی که یه کمی باهاشون شوخی کردم میخواستم دوباره پیشنهاد تاسیس یه صندوق قرض الحسنه رو مطرح کنم.همه ما این میدونیم که شرایط طوری نیست که یه نفر به تنهایی بتونه از پس همه گرفتاری های مالی این دوره وزمونه بر بیاد پس چقدر خوبه حالا که اینجا دور هم جمع میشیم نفری در ماه حداقل یه مبلغی در این صندوق بریزیم(بنا به پیشنهاد هیات مدیره صندوق) تا گرهی از یکیمون باز کنه. امیدوارم هرجاکه هستین شاد باشین. علی نوروزی
استقبال کمرنگ از احمدی نزاد در تبريز! سازماندهی شدگان هم به استقبال وی نرفتند، يولداش
محمود احمدی نژاد امروز ، پنج شنبه به تبريز آمد و در ورزشگاه جهان پهلوان تختی (باغشمال) اين شهر سخنرانی کرد. در حالی که روز قبل رئيس ستاد مردمی استقبال از احمدی نژاد در آذربايجان شرقی ، غلامرضا آفريده ، خبر از سازماندهی يکصد هزار نفر از مردم استان برای استقبال از رئيس دولت دهم داده بود ، ولی امروز شاهد حضور حداکثر ۱۰-۱۵ هزار نفر در سخنرانی وی در ورزشگاه باغشمال بوديم. براساس تصاويری که شبکه ی استانی آذربايجان شرقی از سخنرانی احمدی نژاد بر روی آنتن فرستاد ، سکوهای ورزشگاه تماما خالی بوده و جمعيت در محوطه ی چمن روبروی جايگاه متمرکز شده بودند ، به نحوی که جمعيت مذکور حتی نصف محوطه ی چمن را نيز پوشش نمی داد. دوربين های صدا و سيما نيز اغلب به نمايش نماهای بسته پرداخته و با پخش تصاويری آرشيوی از سفرهای قبلی احمدی نزاد به تبريز سعی در ارائه ی تصويری غيرواقعی از حضور کمرنگ مردم داشت. اين در حالی است که از چندين روز قبل سطح شهر با صدها بنر و پلاکارد که هزينه های بالايی را متوجه شهرداری و ادارات و سازمانهای دولتی می کند ، پر شده بود و مدارس و ادارت به سازماندهی دانش آموزان و کارمندان برای حضور و استقبال از رئيس دولت پرداخته بودند ، تا آنجا که کادر برخی بيمارستانها خبر از فشار بر پزشکان و کادر درمانی بيمارستان ها و مراکز درمانی برای حضور در سخنرانی محمود احمدی نژاد می دادند.
کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد برخورد خشونت آميز حکومت ايران با تظاهر کنندگان را در جريان وقايع پس از انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد محکوم کرد. کميته ياد شده روز جمعه ۲۹ آبان (۲۰ نوامبر) با صدور قطعنامه ای تاکيد کرده که نقض حقوق بشر در ايران همچنان ادامه دارد و افزايش نيز يافته است. در اين قطعنامه نسبت به نقض "جدی" حقوق بشر در ايران "عميقا ابراز نگرانی" شده است. محمد خزاعی، نماينده دائم ايران در سازمان ملل، در واکنش به ارائه اين قطعنامه به سازمان ملل، کشورهای غربی را به "استفاده ابزاری" از موضوع حقوق بشر برای رسيدن به "اغراض سياسی" متهم کرده است. خزاعی گفت که اين اقدامات میتواند اعتبار و وجهه سازمان ملل و سازوکارهای حقوق بشری آن را "تخريب" کند.
محمدرضا علیزمانی که در جلسه دوم دادگاههای علنی، بدون حضور وکيل مدافع انتخابی محاکمه شد و به اعدام محکوم گرديد؛ با اعتراض وی، حکم مزبور به دادگاه تجديدنظر ارسال شد. طبق اخبار رسيده، صبح امروز دادگاه تجديدنظر، تاييد اين حکم را به علیزمانی ابلاغ کرده است. علیزمانی در حالی به عنوان يکی از متهمان اعتراضات پس از انتخابات محکوم شده که زمان بازداشت وی اسفندماه ۸۷ بوده و هيچگونه دخالتی در رويدادهای پس از انتخابات نداشته است. تاکنون برای ۵ تن از متهمان حوادث پس از انتخابات، حکم اعدام صادر شده است
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب